<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<?xml-stylesheet type="text/xsl" href="/posts/rss.xsl"?>
<rss version="2.0">
<channel>

<title>https://belakohkurmanj.loxblog.com</title>
<link>https://belakohkurmanj.loxblog.com</link>
<description>روستای زیبای بله کو</description>
<language>fa-ir</language>
<generator>loxblog.com</generator>
<copyright>loxblog.com</copyright>


<item>
<title>کمدی</title>
<link>https://belakohkurmanj.loxblog.com/کمدی</link>
<guid>https://belakohkurmanj.loxblog.com/کمدی</guid>

<description><![CDATA[
&nbsp;برای مشاهده مطالب طنز روی ادامه مطلب کلیک کنید

&nbsp;

&nbsp;





]]></description>

<pubDate>Thu, 25 Jun 2026 20:34:26 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>زبان مادری</title>
<link>https://belakohkurmanj.loxblog.com/زبان-مادری</link>
<guid>https://belakohkurmanj.loxblog.com/زبان-مادری</guid>

<description><![CDATA[
&nbsp;Ziman&ecirc; Day&icirc;k&ecirc;
زمانێ داییکێ &ndash; &nbsp;[زبان مادری ]
Sa ku tune newim
سا کو تونه&zwnj; نه&zwnj;وم&nbsp;- [ برای اینکه نابود نشوم ]
Ketim dev&ecirc;&nbsp;dengb&ecirc;jan
که&zwnj;تم ده&zwnj;ڤێ (ده&zwnj;نگبێژان)&nbsp;- [&nbsp;افتادم در&nbsp;دهان&nbsp;ده&zwnj;نگ بێژها&nbsp;(خوانندگان) ] &nbsp; &nbsp;
B&ucirc;m &ccedil;&icirc;rok
بووم چیرۆک&nbsp;- [ شدم داستان ]
Je nav l&ecirc;v&ecirc;n dap&icirc;ran
ژه ناڤ لێڤێن داپیران&nbsp;- [ از میان لب های مادربزرگ ها ]
&Icirc;ro stran im
ئیرۆ سترانم&nbsp;- [ امروز آواز و ترانه ام ]
&Icirc;ro helbest im
ئیرۆ هه&zwnj;لبه&zwnj;ستم&nbsp;- [ امروز شعر و سرودم ]
&Icirc;ro pirt&ucirc;k im
ئیرۆ پرتووکم&nbsp;- [ امروز کتابم ]
&Icirc;ro kovar im
ئیرۆ کۆڤارم&nbsp;&nbsp;- [ امروز مجله و نشریه ام ]
Way ez heme!
وای ئه&zwnj;ز هه&zwnj;مه&zwnj;!&nbsp;- [ وای! من هستم! ]
Ez&nbsp;ziman&ecirc; dayika&nbsp;xwe me
ئه&zwnj;ز زمانێ دایکا خوه&zwnj; مه&zwnj;&nbsp;- [من زبان مادری ام هستم! ]
-
Sur&ucirc;ş &ndash; Mehabad
&nbsp;سورووش &ndash; مه&zwnj;هاباد



]]></description>

<pubDate>Thu, 25 Jun 2026 20:34:26 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>مدلهایی از لباسهای کردی</title>
<link>https://belakohkurmanj.loxblog.com/مدلهایی-از-لباسهای-کردی</link>
<guid>https://belakohkurmanj.loxblog.com/مدلهایی-از-لباسهای-کردی</guid>

<description><![CDATA[
برای دیدن مدلهای&nbsp;لباسهای کردی&nbsp;روی ادامه مطلب کلیک کنید
&nbsp;

&nbsp;
&nbsp;



]]></description>

<pubDate>Thu, 25 Jun 2026 20:34:26 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>تصاویر کودکان</title>
<link>https://belakohkurmanj.loxblog.com/تصاویر-کودکان</link>
<guid>https://belakohkurmanj.loxblog.com/تصاویر-کودکان</guid>

<description><![CDATA[
&nbsp;برای مشاهده تصاویر روی ادامه مطلب کلیک کنید
&nbsp;

&nbsp;منتظر تصویر فرزند دلبندتان هستیم
&nbsp;
امین مددی
&nbsp;
&nbsp;
&nbsp;
سوگند و کمند بالاکوهی

&nbsp;
ایمان مددی

&nbsp;
فاطیما مددی

&nbsp;
&nbsp;آرینا مددی

آرام مددی

سامیار رستمی

هدیه رستمی

آوین مددی

سپهر و بهراد رحیمی

&nbsp;
منتظردریافت تصاویرکوچولوهای شما هستیم&nbsp;]]></description>

<pubDate>Thu, 25 Jun 2026 20:34:26 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>آشپزی</title>
<link>https://belakohkurmanj.loxblog.com/آشپزی</link>
<guid>https://belakohkurmanj.loxblog.com/آشپزی</guid>

<description><![CDATA[
&nbsp;برای دیدن دستورهای آشپزی روی ادامه مطلب کلیک کنید
&nbsp;

چلوكباب كوبیده

مواد لازم برای 6 نفر:
- گوشت چرخ کرده؛ یک کیلوگرم - پیاز؛ 300 گرم - زعفران ساییده شده؛ یک قاشق چای&zwnj;خوری - نمک و فلفل؛ به مقدار کافی
 &nbsp;
&nbsp;روش پخت:
1 - ابتدا کاسه بزرگی آماده کرده و پیازها را پس از پوست کندن و شستن با رنده ریز در آن رنده کنید.
نکته:&nbsp;اگر پیاز آب انداخت با دست پیاز رنده شده را بچلانید و آب اضافی آن را خالی کنید.
2 - گوشت چرخ کرده را همراه با نمک و فلفل به پیاز رنده شده اضافه کنید. زعفران ساییده شده را نیز در کمی آب&zwnj;جوش حل کرده و در این مخلوط گوشتی بریزید و با دست&zwnj;تان مواد را خوب ورز دهید تا مایه کباب حالت چسبنده پیدا کند. سپس مخلوط گوشتی را به مدت 2 تا 3 ساعت در یخچال قرار دهید.
3 - برای سیخ کردن کباب هم مقدماتی لازم است. ابتدا در کاسه کوچکی مقداری آب سرد بریزید و کنار دست&zwnj;تان قرار دهید. حالا پیش از برداشتن مایه کباب دست&zwnj;تان را در آب خیس کرده، یک مشت از مایه را بردارید و به شکل دوک درآورید؛ سپس همان&zwnj;طور که مواد در دست راست&zwnj;تان قرار دارد، سیخ را روی مایه دوکی بگذارید و شروع به پوشاندن سطح سیخ با مایه کباب کنید.
در پایان دوباره دست&zwnj;تان را در آب سرد فرو کنید و روی سیخ فشار دهید تا اثر انگشتان شما بر گوشت باقی بماند. حالا ابتدا و انتهای کباب را به سیخ بچسبانید و کناری بگذارید. همین کار را درباره همه مواد و سیخ&zwnj;ها انجام دهید. سپس آتش را بر پا کرده، سیخ&zwnj;ها را روی آن قرار دهید. فقط به خاطر داشته باشید که ابتدا ب
&nbsp;
اید آتش را مرتب باد بزنید تا گوشت خودش را بگیرد. وقتی گوشت کمی برشته شد، دیگر باد زدن لازم نیست.
نکته1:&nbsp;گوشت کباب کوبیده را 2بار چرخ کنید. در ضمن یا آن را به صورت خالص از گوشت گوسفند آماده کنید یا از ترکیب گوشت گوسفند و گوساله استفاده کنید. پخت کباب کوبیده با گوشت گوساله به&zwnj;تنهایی امکان ندارد زیرا گوشت گوساله فاقد چربی لازم است. البته استفاده از قسمت&zwnj;های خیلی چرب گوشت گوسفند نیز برای پخت کباب کوبیده مناسب نیست.
نکته 2:&nbsp;با وجود اینکه طبق این دستور دیگر نباید نگران ریختن کباب باشید ولی برای اطمینان بیشتر یکی دو تخم&zwnj;مرغ به مایه کباب اضافه کنید.
نکته 3:&nbsp;برنج این چلوکباب را هم به&zwnj;صورت جداگانه در قابلمه یا پلوپز آماده کنید.

+&nbsp;نوشته شده در شنبه بیست و ششم اسفند 1391 ساعت 12:58 توسط نعمت الهوردی زاده&nbsp;
&nbsp;
ذرت مکزیکی

یک خوراک خوشمزه که الان در جای جای شهر تهران براش دکه درست شده و طرفدارهای زیادی هم داره .
مواد لازم :
کنسرو ذرت ... یک قوطی
آویشن
مارگارین
سس مایونز  قارچ  چیپس خلالی  پنیر پیتزا  آبلیمو  نمک و فلفل
 ما به دو صورت می تونیم ذرت رو تهیه کنیم، یکی ذرت&nbsp;فریز شده یا کنسروه &nbsp;که از بیرون میخریم و یکی تهیه ذرت از بلال به دست خودمونه! اینا زیاد فرقی با هم ندارن . نوع اول که ساده است می خریم و کمی بخار میدیم و&nbsp;استفاده می کنیم&nbsp;ولی نوع دوم یعنی دون کردن بلال: باید تمام دونه های ذرت رو از بلال جدا کنید که قلقش رو اگر بلد نباشید، کار سخت و طاقت فرسایی میشه !
&nbsp;
&nbsp;
ولی قلقش اینه که یه ردیف ذرت در راستای طولی بلال رو در بیایم که میشه لبه یه چاقوی بلند رو انداخت توش و مثل اهرم اون یک ردیف رو خالی کرد ! وقتی یک ردیف خالی شد، باقی ردیف ها رومی تونیم در عرض چند دقیقه با دست دون کنیم . حالا هر چند تا بلال رو که خواستید دون کنید و یه آبی بهش بزنید که پرزهاش تمیز بشه ! بعد از شستن ، دونه های بلال رو داخل&nbsp;بخارپز می ریزیم و می گذاریم بپزه نمی شه زمان مشخصی واسه آب پز شدنش داد ولی یه چیزی حدود یک ربع تا&nbsp;نیم ساعت&nbsp;وقت رو می بره .فقط باید مواظب باشین که له نشه&nbsp;بعد از اینکه ذرتها پخته شدن، باید وارد مرحله اضافه کردن چاشنی بشید که یه چیز مهمه و مزه اصلی ذرت رو این چاشنی ها تعیین می کنه.
 1.&nbsp;نمک به مقدار لازم
2.&nbsp;آویشن (آویشن از اون دسته ادویه هاست که تو خیلی از ملت ها ناشناخته مونده ! توی خیلی از غذاهای خوشمزه ای که بیرون درست میکنن، آویشن از ادویه های شدیداً پرکاریه ! مثل پیتزا یا سمبوسه ) پس این چـــاشـــنــی رو حتماً بهش اضافه کنید و سعی کنین کم کم این ادویه ریخته بشه اونقدر باید بریزید که بوش توی ذرت مشهود و قابل حس باشه!!
 3.&nbsp;مارگارین یا کره (که معمولا مارگارین استفاده می شه ) یه مقداری که ظاهر ذرت رو براق بکنه البته بعضی ها روغن زیتون هم می زنن ولی معمولش مارگارین .
 4.&nbsp;فلفل که اگر با غذای تند مشکل ندارید، میتونید یه مقدار خیلی کم فقط برای طعم گرفتن بریزید!
 5.&nbsp;سس مایونز ! معمولش اینه که از سس مایونز معمولی استفاده میکنن و اگه کمی بهش آویشن هم اضافه کنید خوشمزه تر می شه .
6.&nbsp;آبلیمو به مقدار کم
۷ . قارچ رو هم جداگانه یه تفت بدید و یه چند دقیقه ای با ذرت ها بزارید بخار بخوره .  ۸. لحظه آخر پنیر پیتزا رو به اندازه یه قاشق غذاخوری اضافه کنید تا کاملا آب بشه .
۹. چیپس خلالی رو در آخرین لحظه اضافه کنید که خمیر نشه.
نکته : قارچ یا چیپس خلالی &nbsp;به دلخواه و ذائقه شماست .
 و نکته پایانی اگه در منزل بخار پز دارین بهترین راه طبخ این خوراک استفاده از بخار پزه
 برچسب&zwnj;ها:&nbsp;انواع دسر,&nbsp;ذرت مکزیکی
+&nbsp;نوشته شده در یکشنبه سیزدهم اسفند 1391 ساعت 9:33 توسط نعمت الهوردی زاده&nbsp;
&nbsp;
طرز تهیه فلافل

فلافل از غذاهای لذیذ مناطق جنوبی کشور است که طرفداران زیادی در ایران و خارج از کشور دارد. بیشتر به صورت ساندویچ استفاده می شود. و یک میان وعده خوب و مقوی برای بچه هاست. فلافل با سس مخصوصی به نام سس تاتار مصرف می شود
مواد لازم:


نخود 1 پیمانه


باقلا زرد 1 پیمانه


سیر خرد شده 2 حبه


پیاز 1عدد


تخم مرغ 1عدد


تخم گشنیز آسیاب شده 1 قاشق مرباخوری


زیره 1 قاشق مرباخوری


آبلیمو1 قاشق مرباخوری


آرد 3 قاشق


فلفل قرمز و نمک 1 قاشق مرباخوری


ادویه به میزان لازم


طرز تهیه:
نخود و باقلا را از شب قبل خیس کنید. در چرخ گوشت یا در دستگاه خردکن، 1 تا 3 بار چرخ کنید تا کاملاً له شود. سیر، پیاز، تخم گشنیز،&nbsp; آبلیمو را ریخته و دستگاه را روشن کنید.تخم مرغ را اضافه کرده و مخلوط کنید. آرد، زیره، فلفل قرمز، نمک و ادویه را اضافه کرده و کاملا در دستگاه له می کنیم تا خمیرسفتی حاصل شود.
روغن را داغ کنید. فلافل را با قالب مخصوصش که شبیه قاشق گرد است برداشته و در روغن داغ&nbsp; فراوان با حرارت کم سرخ کنید تا مغز پخت شود.
-فلافل با سس مخصوص تاتار مصرف می شود.
- فلافل بیشتر به صورت ساندویچ مصرف می شود که برای هر نان ساندویچی معمولی 3 عدد فلافل، گوجه فرنگی و خیارشور نیاز است.
- سعی کنید پوست نخود را بگیرید.
- اگر فلافل زرد بود نشاندهنده این است که از نخود یا باقلا زرد استفاده شده است ولی معمولا از هر دو استفاده می شود. در ضمن این نکته را بدانید که خاصیت باقلای سبز بیشتر از باقلای زرد است.
- در هنگام سرخ شدن حرارت کم باشد تا مغزپخت شود
 برچسب&zwnj;ها:&nbsp;فلافل,&nbsp;غذای جنوب,&nbsp;انواع ساندویچ
+&nbsp;نوشته شده در یکشنبه سیزدهم اسفند 1391 ساعت 9:31 توسط نعمت الهوردی زاده
&nbsp;
نان نخودچی

مواد لازم
آرد نخودچی نرم&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; &nbsp;750 گرم
&nbsp;آرد سفید&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; &nbsp;250 گرم
پودر قند&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; 500 گرم
روغن جامد&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; &nbsp;500 گرم
هل&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; 1 قاشق مرباخوری
&nbsp;
( برای تهیه این شیرینی می توانید برای بار اول ، یک سوم این مواد را به کار برید و زمانی که ظرایف پخت آن را متوجه شدید شیرینی را با مقدار های&nbsp; داده شده تهیه کنید. یک سوم مواد یعنی 250 گرم آرد نخودچی، 85 گرم آرد سفید، 170 گرم پودر قند و 170 گرم روغن جامد)
طرز تهیه
پودر قند و روغن را مخلوط کرده ،&nbsp; می زنیم تا مایه کاملاً نرم و لطیف شود. آرد سفید و آرد نخودچی را درمایه می ریزیم ، هل را اضافه می کنیم و خوب ورز می دهیم تا خمیر ، نرم و چسبنده شود ، به صورتی که اگر با دست گلوله ای درست کنیم آن گلوله باز نشود. خمیر را در کیسه نایلونی به مدت 1 الی 2 ساعت می گذاریم بماند ( هر چقدر خمیر بیشتر بماند پس از پخت حالت بهتری پیدا می کند) خمیر را به وسیله وردنه روی یک سینی که قبلا داخل آن را آرد پاشیده ایم به قطر 1 سانتی متر پهن می کنیم و با قالب های کوچک و مخصوص شیرینی نخودچی ( قالب گل چهارپر) قطعه های شیرینی را از خمیر جدا کرده ، در سینی فر می چینیم و در فر به مدت 20 الی 30 دقیقه در حرارت 300 درجه می پزیم. شیرینی ها باید کمی طلایی شوند. زمانی که شیرینی ها را از فر خارج کردیم پس از سرد شدن کامل آنها را&nbsp;در ظرف مخصوص می چینیم. امیدواریم از تهیه و طعم این شیرینی لذت ببرید.
 برچسب&zwnj;ها:&nbsp;نان نخودچی,&nbsp;غذای نعمت آشپز
+&nbsp;نوشته شده در یکشنبه سیزدهم اسفند 1391 ساعت 9:29 توسط نعمت الهوردی زاده
&nbsp;
طرز تهیه اشكنه


مواد لازم براي 6 نفر:
پياز متوسط 2 تا 3 عدد، روغن كنجد 150 گرم، تخم مرغ محلي 3 تا 4 عدد، شنبليله خشك و نرم يك قاشق سوپ خوري، آرد گندم سبوس دار دو قاشق سوپ خوري، زرد چوبه (در صورت تمايل) يك قاشق سوپ خوري، نمك و فلفل به مقدار كافي
&nbsp;طرز تهیه: پياز را خرد كرده با روغن در حرارت ملايم سرخ مي كنيم تا طلايي شود آرد و شنبليله را در پياز داغ كمي سرخ مي كنيم. در صورت مصرف زردچوبه آن را اضافه مي نماييم بعد 3 تا 4 ليوان آب داخل آن مي ريزيم مي گذاريم مايه چند جوش بزند، سپس به اندازه كافي به آن نمك و فلفل مي زنيم. تخم مرغ ها را در ظرفي مي شكنيم و با كمي نمك مخلوط مي كنيم و كم كم در مايه اشكنه مي ريزيم تا تخم مرغ ها يك جا بسته نشود بعد از 2 تا 3 جوش اشكنه را در ظرف مي كشيم در صورت تمايل مي توان تخم مرغ ها را در مايه اشكنه بشكنيم، ولي هم نزنيم تا در به صورت درسته روي مايه بماند.

+&nbsp;نوشته شده در پنجشنبه دهم اسفند 1391 ساعت 11:59 توسط نعمت الهوردی زاده&nbsp;
&nbsp;
چیکن استراگانف

مواد لازم برای 4 نفر

فیله مرغ : 500 گرم
قارچ : 400 گرم
پیاز : ا عدد متوسط
خامه : 5/1 فنجان
خلال سیب زمینی:1 بسته
نمک ، فلفل : به میزان لازم
ادویه: به میزان دلخواه
&nbsp; فیله مرغ را به قطعات کوچک ( باریک و به طول حدودا دو بند انگشت) تقسیم میکنیم و با پیازهای خورد شده در ماهی تابه با کمی روغن تفت میدهیم.فیله مرغ باید کاملا تفت داده شود و به رنگ سفید درآید.
&nbsp; قارچها را خرد کرده و در ماهیتابه جداگانه ای حدود 4-3 دقیقه تفت میدهیم و به آن نمک و فلفل و سایر ادویه ها را اضافه میکنیم.
&nbsp; وقتی مرغها به اندازه کافی سرخ شدند قارچ تفت داده شده را به آن اضافه میکنیم و کمی هم میزنیم تا مواد مخلوط شوند و بعد خامه را اضافه میکنیم و هم میزنیم و زیر شعله را خاموش میکنیم چون خامه لازم نیست زیاد حرارت ببیند . در مرحله آخر این مخلوط را درون ظرف مورد نظر خود میکشیم و سیب زمینی خلالی را روی آن میریزیم.



+&nbsp;نوشته شده در دوشنبه هفتم اسفند 1391 ساعت 18:18 توسط نعمت الهوردی زاده&nbsp;
&nbsp;
گشنيز كباب آذربایجان
مواد لازم :
&nbsp;
&nbsp;گوشت چرخ&zwnj;كرده، 500 گرم
&nbsp;لپه، 200 گرم
&nbsp;پياز، 2 عدد متوسط
&nbsp;تخم&zwnj;مرغ، 2 عدد
&nbsp;گشنيز پاك&zwnj;شده، 500 گرم
ليمو عماني، 6 عدد
&nbsp;آرد سفيد، يك قاشق سوپ&zwnj;خوري
روغن مايع به مقدار لازم براي سرخ&zwnj;كردن
نمك، فلفل و زردچوبه به ميزان كافي
&nbsp;
طرز تهيه:
&nbsp;
1 &ndash; ابتدا در يك قابلمه مقداري آب ريخته و لپه&zwnj;ها را پس از شستن، داخل آن بريزيد. قابلمه را روي شعله اجاق&zwnj;گاز به مدت 45 دقيقه تا يك ساعت قرار دهيد تا لپه&zwnj;ها بپزند.بعد از اين مدت، لپه&zwnj;هاي پخته&zwnj;شده را در سبدي ريخته و آب حاصل از پخت آن را در ظرف ديگري بريزيد و كنار بگذاريد.2 &ndash; يكي از پيازها را پوست كنده و بشوييد. گوشت چرخ&zwnj;كرده را با نصف يك عدد پياز، داخل دستگاه خردكن يا همان 3-2-1 بريزيد و اجازه دهيد كه كاملا له شود.پس از آن مخلوط له&zwnj;شده را به كاسه&zwnj;اي منتقل كنيد. حالا نصف ديگر پياز را با لپه پخته&zwnj;شده در دستگاه بريزيد و آن را نيز له كنيد. سپس مخلوط له&zwnj;شده پياز و لپه را به گوشت و پياز داخل كاسه اضافه كنيد و با دست خوب ورز دهيد.پس از آن، با اضافه&zwnj;كردن نمك، فلفل و زردچوبه به مقدار لازم، مايه را مزه&zwnj;دار كنيد. حالا نوبت به تخم&zwnj;مرغ&zwnj;ها مي&zwnj;رسد؛ تخم&zwnj;مرغ&zwnj;ها را شكسته و به مايه اضافه كرده و خوب مخلوط كنيد. به اين ترتيب، مايه درست&zwnj;كردن كوفته&zwnj;ها آماده مي&zwnj;شود. [خواص تخم&zwnj;مرغ]نكته: اضافه&zwnj;كردن تخم&zwnj;مرغ به خاطر ايجاد چسبندگي در مواد و در نتيجه جلوگيري از وارفتن كوفته&zwnj;هاست.3 &ndash; در يك تابه متوسط مقداري روغن بريزيد و روي شعله اجاق&zwnj;گاز قرار دهيد تا داغ شود. سپس مخلوط گوشت و لپه آماده شده را به صورت كوفته&zwnj;هاي كوچك درآورده و داخل روغن سرخ كنيد.نكته: توجه داشته باشيد اندازه كوفته&zwnj;ها بايد كمي از گردو بزرگ&zwnj;تر باشد.پس از اينكه تمام مخلوط گوشتي به كوفته&zwnj;هاي سرخ&zwnj;شده تبديل شد، آنها را كنار بگذاريد.4 &ndash; گشنيزهاي پاك&zwnj;شده را بشوييد و داخل سبدي بريزيد پس از اينكه آب اضافي&zwnj;شان خارج شد، آنها را خرد كنيد.نكته: گشنيزها نبايد به صورت ساتوري و ريز خرد شوند بلكه براي اين غذا گشنيزها بايد درشت&zwnj;تر باشند.تابه كوچكي آماده كرده و مقداري روغن در آن بريزيد. تابه را روي شعله اجاق&zwnj;گاز قرار دهيد تا داغ شود سپس گشنيز خردشده را در روغن تفت دهيد.5 &ndash; پياز دومي را نيز پس از پوست&zwnj;كندن، شسته و ريز خرد كنيد. سپس قابلمه متوسطي آماده كنيد و كمي روغن در آن بريزيد و روي حرارت بگذاريد تا داغ شود.پياز خردشده را داخل روغن به قدري سرخ كنيد كه طلايي&zwnj;رنگ شود. سپس يك قاشق آرد به آن بيفزاييد و با پيازداغ مخلوط كنيد تا آرد نيز كمي تفت داده شود.پس از آن، آب لپه را با يك پيمانه آب به اين قابلمه اضافه كنيد. حالا ليمو عماني&zwnj;ها را شسته و داخل هركدام با چنگال، چند سوراخ ايجاد كرده و در قابلمه بريزيد.پس از آنكه آب جوشيد و ليمو عماني&zwnj;ها نيز داخل آن چند جوش زدند، گشنيز تفت&zwnj;داده شده را اضافه كنيد و بگذاريد 15 دقيقه حرارت ببيند سپس كوفته&zwnj;هاي سرخ شده را به مخلوط ليمو عماني و گشنيز افزوده و 4 تا 5دقيقه ديگر حرارت دهيد تا كوفته&zwnj;ها نيز بپزند. پس از اين مدت غذا آماده است.

+&nbsp;نوشته شده در پنجشنبه سوم اسفند 1391 ساعت 11:58 توسط نعمت الهوردی زاده&nbsp;
&nbsp;
طرز تهیه كته شيرازي فارس
مواد لازم : برنج 500 گرم گوشت مرغ 1200 گرم زعفران 0.25 فنجان روغن 0.5 فنجان كره 0.5 فنجان ماست ساده پر چرب 0.5 فنجان بادمجان 5 عدد زرشك 50 گرم زرده تخم مرغ 2 عدد زيره قدري زردچوبه قدري فلفل قدري نمك قدري
&nbsp;
&nbsp;
طرز تهيه :
بادمجانها را حلقه حلقه و يا لايه لايه سرخ مي كنيم , زرشك را با كمي شكر سرخ مي كنيم مرغ را با يك پياز متوسط , نمك و زرد چوبه و مقداري آب مي پزيم تا يك ليوان سرخالي آب مرغ باقي بماند , سپس برنج را بصورت صافي و زنده بر ميداريم , در يك ظرف ماست زرده تخم مرغها و مقداري برنج را خوب مخلوط كرده و روغن را كف قابلمه بزرگي ريخته و مقداري از مواد ته چين را كف قابلمه ريخته و با پشت قاشق صاف مي كنيم , سپس يك لايه مرغ و يك لايه بادمجان و مقداري زرشك سرخ شده و زيره روي مواد مي ريزيم , مجددا يك لايه برنج سفيد ريخته و از بقيه مواد هم لايه به لايه روي برنج مي ريزيم , در پايان كمي برنج سفيد مي ريزيم و با پشت قاشق كمي فشار مي دهيم , آب مرغ و روغن را گرم كرده با مقداري زعفران آبگرفته مخلوط كرده و روي برنج مي ريزيم , در قابلمه را مي زنيم و انرا در فر قرار مي دهيم حرارت فر 175 درجه سانتيگراد و مدت پخت يك و نيم ساعت در طبقه وسط مي باشد .

+&nbsp;نوشته شده در چهارشنبه دوم اسفند 1391 ساعت 9:57 توسط نعمت الهوردی زاده
&nbsp;
خورش خلال بادام کرمانشاهی

&nbsp;
&nbsp;
مواد لازم: ▪ گوشت گوسفندی ۵۰۰ گرم ▪ خلال بادام ۲۵۰ گرم ▪ زرشک سیاه دو قاشق غذاخوری ▪ پیاز سه عدد ▪ زعفران حل شده در آب دو قاشق غذاخوری ▪ رب گوجه فرنگی یک قاشق غذاخوری ▪ زردچوبه یک دوم قاشق مرباخوری ▪ روغن به میزان لازم ▪ نمک و فلفل به میزان لازم. ● طرز تهیه: ۱) پیازها را خلالی کرده و در روغن کمی تفت دهید تا طلایی شود. ۲) گوشت را خرد کنید و به پیاز اضافه کرده کمی تفت دهید سپس زردچوبه را بیفزایید. ۳) مقداری آب بریزید و به مدت یک ساعت روی حرارت ملایم بگذارید تا گوشت نیم پز شود. ۴) بادام ها را شسته کمی تفت دهید تا از حالت خامی درآید سپس همراه با زعفران به گوشت اضافه کنید. ۵) رب گوجه فرنگی را در کمی روغن تفت دهید و با نمک و فلفل به خورش اضافه کنید. کمی که پخت زرشک را به عنوان ترشی به خورش اضافه کنید و صبر کنید تا خورش جا بیفتد (برای پختن گوشت مدت دو ساعت کافی است).
 برچسب&zwnj;ها:&nbsp;خورش ايراني,&nbsp;نعمت الهوردي زاده
+&nbsp;نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم بهمن 1391 ساعت 10:30 توسط نعمت الهوردی زاده
&nbsp;
طرز تهیه املت اسفناج مکزیکی

&nbsp;
&nbsp;





مواد لازم (برای ۲ نفر) ▪ ۴ عدد تخم مرغ ▪ یک قاشق سوپ خوری گشنیز تازه خرد شده ▪ کمی نمک ▪ کمی پودر زیره سبز ▪ روغن برای چرب کردن ماهیتابه ▪ یک چهارم پیمانه از پنیر مورد علاقه خوابانده شده در فلفل تند و روغن زیتون (این پنیر را میتوانید با قرار دادن مکعبهایی از پنیر مورد نظرتان در ظرفی پر از روغن زیتون و فلفل قرمز تند تهیه کنید. درب ظرف را بسته و در یخچال نگهداری نمایید.) ▪ سه چهارم پیمانه برگهای کوچک اسفناج ▪ چاشنی ذرت و فلفل مطابق دستور تهیه زیر ● روش تهیه ۱) تخم مرغها، گشنیز، نمک و زیره را در یک کاسه متوسط ریخته و تا زمانی که کف کرده و رنگ تخم مرغها روشن شود، بهم میزنیم. ۲) یک ماهیتابه نچسب متوسط را با کمی روغن چرب کرده و میگذاریم داغ شود.
 ۳) مخلوط تخم مرغ را دراخل آن ریخته و بدون هم زدن میگذاریم بپزد.زملنی که مخلوط در زیر و کناره ها سفت شد، دور آنرا با کفگیر کوچکی از لبه ظرف جدا کرده و با اریب گرفتن ظرف، مایه نپخته را به زیر هدایت میکنیم، به این کار ادامه میدهیم تا زمانی که تمام مخلوط تخم مرغ تقریبا سفت و پخته شود. سپس روی آنرا با پنیر رنده شده، سه چهارم اسفناجها و نیمی از چاشنی ذرت میپوشانیم و با کفگیر نیمی از املت را بر روی بخش دیگر تا میکنیم، بقیه اسفناج و ذرت را روی آن ریخته، املت را به دو قسمت تقسیم کرده و در ظرفها میکشیم.
 چاشنی ذرت فلفل برای دو نفر:&nbsp;در یک کاسه کوچک یک چهارم پیمانه فلفل قرمز شیرین خرد شده را با یک چهارم پیمانه دانه ذرت پخته، ۲ قاشق سوپخوری پیاز قرمز خرد شده و ۱ قاشق سوپخوری گشنیز تازه خرد شده مخلوط میکنیم.
&nbsp;





&nbsp;




&nbsp;
&nbsp;
&nbsp;





+&nbsp;نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم بهمن 1391 ساعت 13:41 توسط نعمت الهوردی زاده&nbsp;
&nbsp;
طرز تهیه خورشت باقلاقاتق گیلان

&nbsp;
&nbsp;





مواد لازم: ▪ ۳ کیلو گرم باقلای رشتی سبز و تازه یا ۵۰۰ گرم باقلای رشتی خشک ▪ ۴ قاشق غذاخوری شوید (خشک یا تر) ▪ ۳ عدد تخم مرغ ▪ یک و نیم بته سیر ▪ نصف قاشق چایخوری زردچوبه ▪ ۲۵۰ گرم روغن یا کره ▪ فلفل و نمک به مقدار کافی ● طرز تهیه: یکی از معروفترین خورشتهای گیلان، باقلاقاتوق است. باقلای رشتی دو پوسته است که باید هر دو پوست آنرا گرفت. امروزه میتوان این باقلا را بصورت پوست گرفته و آماده در میدان تجریش تهران یافت. نمونه خشک آن که دارای یک پوست میباشد و بسیار شبیه لوبیا میباشد در مغازه های ایرانی خارج از کشور نیز فروخته میشود که باید آنرا یک شب در آب ولرم خیس نموده و سپس پوست آنرا گرفت. باقلای رشتی را با سیر ریز شده و زردچوبه و شوید و روغن مخلوط نموده و تفت میدهیم. آنگاه بدان آب اضافه مینماییم تا روی باقلا را بگیرد. حرارت را کم مینماییم تا آهسته بجوشد و باقلا بپزد. مراقب باشید باقلا له نشود. سپس تخم مرغ را در آن شکسته و در ظرف را میگذاریم تا تخم مرغ بسته شود. نمک و فلفل زده و سرو مینماییم. این خورشت با برنج، ماهی دودی یا شور، زیتون پرورده صرف میشود.
&nbsp;




&nbsp;



&nbsp;
&nbsp;
&nbsp;





+&nbsp;نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم بهمن 1391 ساعت 10:47 توسط نعمت الهوردی زاده
&nbsp;
برگرفته از وب الاگ آشپزی شهرستان ماکو&nbsp;http://a-n-m.blogfa.com/&nbsp;]]></description>

<pubDate>Thu, 25 Jun 2026 20:34:26 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>خاطرات</title>
<link>https://belakohkurmanj.loxblog.com/خاطرات</link>
<guid>https://belakohkurmanj.loxblog.com/خاطرات</guid>

<description><![CDATA[
برای مشاهده خاطرات روی ادامه مطلب کلیک کنید
&nbsp;

&nbsp;&nbsp;
&nbsp;
راستشو بخاین نمیدونم میشه خیلی راحت بعضی واژه ها رو به کار برد یا نه خداییش نمیدونم اما خوب حیفمم میاد نگم بالاخره جزئی از واقعیتها وای کاشکیهایی که فکر کنم نه فقط من خیلی از بزرگترا که ما خاک پاشونم نمیشیم داشتن و گذروندن یادم میاد یه بار خونه خودمون تو بالاکوه داشتم یه کاری رو خیلی جدی و با حوصله انجام میدادم کلی هم حال میکردم که ایول چی شده حالا چه کاری ؟&nbsp;زیاد یادم نیست اما حرف آقا جونم که تا دید با یه نگاه تاسف بار گفت(گجی گور) هم واسم عجیب بود هم تلخ اون روز هیچ وقت فکر نمیکردم دلم واسه همین حرفم تنگ بشه&nbsp;، یادش بخیر&nbsp; نصف شب از خواب پا میشدم دستم رو کورمال کور مال رو زمین میکشیدم یهو به یه چیز سرد میخورد بله این طرف داس و اون طرف تبر , یا علی هیچکس خونه نبود , نوبت آب باغ! چه شاکی میشدم&nbsp;! اما اینم یادش بخیرهیچوقت فکر ش رو هم نمیکردم دلم برای این حرفام تنگ بشه، یادِ کله سحر بیدار شدن میفتم اگه میگم کله سحر چون خداییش نمیدونستم ساعت چند بود فقط یادم میگفتن(شِه دَر کدیَ) یعنی مه در اومده باید بریم (خلوار)بار بیاریم , ای وای یادش بخیر باید الآن باغلغایی که آقاجون دیروز از جارو به هم میبافت و خیس خورده بود دوباره خیس میزدم (معذرت میخوام) مینداختم رو خر تا بریم خلوار , برو بیاش یه طرف وقتی برمیگشتی میرسیدی کَتلَ ( قسمتی از کوه که پر از صخره است) باید هی داد میزدی کتلَ پَلوُ بٍِلوارٍس هی هی , راستشو بخوای حرف زیادِ ،&nbsp;اون نصف شب باغ آب دادنا و نوبت بَرخگا ( گله های بره و بزغاله) وای یادم غروب گله ها میومدن و یهو کسی داد میزد ای گد یو بز بل گِرییَ (آهای پسر از گله چندتاییش جا مونده) یادش بخیر یادم خیلییم میخواستن از کسی هم تعریف کنن پیش خودشون میگفتن اوزی اولانَ , خدا بیامرزدشون اون وقتا به این فکر نکرده بودم که ماهم یه روزی میریم قاطی آدمهایی که تا میان یه خاطره بگن میگفتن الا رحمتِ له بکی (خدا بیامرزتش) اما شد گذشت و الان دلم واسه همه اون روزا و اون آدما و اون واژه ها لک زده کاش آقا جونم بود و کنارم مینشست و بازم میگفت آی بالا ببَه مَرو (ای بچه آدم شو) کاش اون مسیرای مال رو که از هر جا نگاه میکردی تو کوه معلوم بود هنوز بود , یادم یه بار یکی بهم تذکر داد بالا دَنَ دوو دِرژ من لور دیَ (یه دم دراز اینجا دیدم) هاج و واج نگاه میکردم! چی میگه؟ بعداً فهمیدم منظورش ماره , به خدا حرف واسه گفتن زیاد البته روی صحبتم بیشتر با اونایی که اون روزا رو دیدن کافی چشمات ببندی یه صبح از اون روزا رو یادت بیاد یا همون های هویای اون موقع صبح یکی از اینور داد میزد یکی از اون ور یه چوپونم از دور صداش میومد اوی توی آی گِچی , یادش بخیر...
&nbsp;متن بالا نوشته یکی از جوانان بله کو می باشد که خواسته متن هایش با
 همین نام یعنی جوان بله کو منتشر شود ضمن تشکر از ایشان از شما
 دوستان نیز دعوت می شود تا دست به کار شوید و مطالب زیبایتان را برای
 ما ارسال&nbsp;نمایید . با سپاس فراوان&nbsp; &nbsp;A.A.MADADI&nbsp;]]></description>

<pubDate>Thu, 25 Jun 2026 20:34:26 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>هنرهای دستی</title>
<link>https://belakohkurmanj.loxblog.com/هنرهای-دستی</link>
<guid>https://belakohkurmanj.loxblog.com/هنرهای-دستی</guid>

<description><![CDATA[
&nbsp;برای دیدن هنرهای دستی بله کو روی ادامه مطلب کلیک کنید

جورابهای سنتی زیر توسط مرحومه فضه مددی بافته شده (روحش شاد)
&nbsp;

&nbsp;
]]></description>

<pubDate>Thu, 25 Jun 2026 20:34:26 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>صغحه اخبار</title>
<link>https://belakohkurmanj.loxblog.com/صغحه-اخبار</link>
<guid>https://belakohkurmanj.loxblog.com/صغحه-اخبار</guid>

<description><![CDATA[
&nbsp;&nbsp;برای مشاهده اخبار روی ادامه مطلب کلیک کنید&nbsp;
&nbsp;
&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;BELAKO PRESS
&nbsp;بزرگ خاندان امامی پیر غلام اهل بیت&nbsp;مرحوم حفظ ا... امامی به لقاء ا... پیوست

روحش شاد و یادش گرامی باد
&nbsp;
صعود گروه کوهنوردی چیا به قله دماوند
&nbsp;
با حضور اولین زن کوهنورد بله کویی 
&nbsp;
به ادامه مطلب بروید
&nbsp;انتخاب آقایان زاهد رستمی ، یاور مددی و سراج رحیمی را در
&nbsp;
انتخابات شورای شهر و روستا تبریک گفته و آرزومند دیدار
&nbsp;
روزهای بهتر در روستای زیبای بله کو با همت و تلاش این
&nbsp;
عزیزان و همکاری مردم فهیم بله کو هستیم
&nbsp;
&nbsp;
&nbsp;
گروه کوهنوردی چیا به سرپرستی ایرج مددی در تابستان 
امسال&nbsp;به قله دماوند صعود کردند&nbsp;، این دومین صعود آقای ایرج
 مددی به قله دماوند بود ولی نکته قابل توجه حضور فریبا مددی
&nbsp; و دانیال مددی همسر و فرزند&nbsp;ایشان در این صعود بود&nbsp;؛&nbsp;برابر
 اطلاعات حاضر خانم فریبا مددی اولین زن کوهنورد بله کویی
 میباشد که موفق به این صعود شده است








]]></description>

<pubDate>Thu, 25 Jun 2026 20:34:26 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>صفحه مقالات ارسالی</title>
<link>https://belakohkurmanj.loxblog.com/صفحه-مقالات-ارسالی</link>
<guid>https://belakohkurmanj.loxblog.com/صفحه-مقالات-ارسالی</guid>

<description><![CDATA[
برای مشاهده مقالات ارسالی توسط اعضاء روی ادامه مطلب کلیک کنید
&nbsp;

ا سلام و خسته نباشید &nbsp;یادم میاد وقتی از ما میپرسدن اهل کجایید می گفتیم کرد هستیم &ndash;کرد کجا ؟کرد خلخال همین را بلد بودیم تا به دوستانمان بگویم یا کردهای تبعیدی این همیشه برای خودم سوالی بود چرا نمی توانم جواب درستی بدهم -----حال مطلب ذیل را چند سال پیش تهیه کردم که به صورت پرینت در اختیار بعضی از بل کوهی قرار دادم تا لااقل بتوانیم جواب درستی به بچه هایم بدهیم تا آنها از ما اطلاعات بیشتری نسبت به چگونگی واقع شدن در این منطقه داشته باشند &nbsp;چگونگی کوچاندن کردهای کرمانج ا مرز ایران و ترکیه به خراسان و از خراسان به خلخال&nbsp;جابجائي اقوام در مناطق مختلف ايران وكوچاندن آنان از جايي به جاي ديگر ، يك سنت سياسي در شيوه كشورداري ما بشمار مي رود.&nbsp;در دوران تسلط اعراب بر ايران خراسان، كانون اصلي مبارزه با خلفاي عرب براي كسب آزادي واستقلال از سلطه ونفوذ آنان بود .خلفاي عرب براي مبارزه با اين آزاديخواهي نه تنها خود به سركوب جنبشها مي پرداختند ، بلكه قبايل همسايه خراسان ، از جمله ازبكها را براي تاخت وتاز به اين منطقه حمايت وتشويق مي كردند .اين سياست تنش آفرين تا دوره صفويه نيز كماكان ادامه داشت ، حتي سركوبيهاي موقت شاه اسماعيل وشاه تهماسب نيز نتوانست آنرا متوقف سازد .&nbsp;شاه عباس با قانع كردن سران ايل كرمانج كه شاخه اي از ايلات بزرگ شكاك در مرز بين ايران وعثماني(تركيه) بودند ، گروهي از آنان را در 1007 ه.ق از آذربايجان ومهاباد به اطراف ري ، يعني دشت ورامين وخوار كوچاند .در اين كوچ بزرگ و تاريخي حدود 50هزار خانوار شركت داشتند. كردها پس از دوسال اقامت در جنوب ري ، ماموريت يافتند تا براي مقابله با ازبكان به خراسان رفته وبا توجه به موقعيت حساس خراسان در اين منطقه اسكان يابند. سرانجام درسال 1010 ه.ق حدود 45هزار خانوار كرد وارد خراسان شدند ودر مناطق شمالي آن اسكان يافتند ( توحدي ، 1359، ص 46) .&nbsp;حضور كردها در منطقه خلخال از زمان نادر شاه افشار آغاز شد .طوايفي از كردها كه قبلاً طي يك سلسله تصميم هاي سياسي از غرب ايران به شمال خراسان(در زمان شاه عباس صفوي) اعزام شده بودند ، تا درمقابل نفوذ بيگانگان( ازبكها) ايستادگي نمايند ، در دوره نادر شاه از قوچان به خلخال كوچانده شدند . اينان با استقرار در حد فاصل مراتع بين شرق وغرب كوههاي تالش ، ديواره قومي جديدي بوجود آوردند ، تا از تنشها ودرگيريهاي ميان تالشان وايلات شاهسون جلوگيري نمايند .البته انگيزه اصلي كوچاندن ايلات كرد از قوچان واسكان آنان در مرزهاي غربي تالش را بايد در سياست دولت نادر شاه نسبت به تالشان جستجو كرد .قيام تالشان برضد حكومت نادر بسال 48-1747ميلادي دردسرهاي نظامي وسياسي فراواني براي نادر شاه بوجود آورد .هرچند كه سرانجام ، اين قيام از راههاي غيرنظامي وبا استفاده از شيوه هاي جداي افكني ميان رهبران شورش سركوب شد . ليكن انديشه شورش مجدد هرگز از ذهن نادر شاه بيرون نرفت .نادر شاه براي جلوگيري از شورش مجدد تالشان ، پس از آنكه دريافت از نواحي جنوب نفوذ به تالش آسان نبوده وبا تلفات سنگين همراه است ، كوشش كرد در جبهه غرب موقعيت خود را توسط قبايل ترك وسپس كرد تقويت كرده وتالشان را در محاصره نظامي وقومي كامل قرار دهد .انگيزه اصلي وي از كوچاندن كردهاي قوچان به غرب تالش واسكان آنان در كنار قبايل ترك ، از همين نگراني سياسي ناشي مي شود .&nbsp;در قالب اين سياست بود كه وي تعدادي از كردهاي ايل شكاك را قبلاً در آنجا(خراسان) اسكان داده شده بودند وبه زعفرانلو(جلاليهاي فعلي) معروف بودند به گيلان ومازندران كوچاند .كردهايي كه ازقوچان به خلخال ونواحي كوهستاني تالش كوچانده شدند از هفت طايفه بنامهاي شا طرانلو ، خالتانلو ، كلوكشانلو ، هو يرانلو ، مونتانلو ، نصرانلو( اصلان لو) ودليكانلو تشكيل مي شدند .كردها در ابتداي ورود به منطقه خلخال ، در زمين باريكي در 115كيلومتر ي شمال قزل اوزن كه در حدود 15كيلومتر از شهر گيوي در جهت شرق بسوي ارتفاعات تالش امتداد دارد .سكني گزيدند .به گفته هنري فيلد ( 1343، ص 206) زماني از حدود اصلي خود خارج شده ودر چهار ناحيه خلخال درشمال قزل اوزن پخش شدند .مارسل بازن محقق فرانسوي ( 1367، ص 442) نيز با استناد به فرهنگ جغرافيايي ايران درسال 1328گفته هنري فيلد را تاييد كرده ودر روستاهاي اقباش ، آ&lrm;غچه قشلاق واسفر جان از وجود زبان كردي خبر مي دهد وساكنان روستاهاي بنياد آباد ،&zwnj;گزور ، لنگ دشت ،&zwnj;ابلي ، زاويه كرد ، النكش ،&zwnj;ايلوانق واناويز در شمال خلخال را جزئي از قلمرو قبايل كرد معرفي مي كند.&nbsp;پس از سقوط حكومت افشارها، كردها در اين منطقه باقي ماندند وچون از آن پس چندان مورد حمايت حكومت هاي مركزي زندها وقاجارها نبودند ، با تغيير خط مشي سياسي درصدد همزيستي با آذريها ، تركها وتالشان برآمدند وطي اين روند عملكرد بسيار موفقي نيز داشته اند . آنچه مسلم اينكه كردها مجموعه اي از طوايف گوتي ، كاسي ، كردوك و&hellip;. هستند كه در منطقه زاگرس يا كردستان ساكن بودند واز اقوام اصيل ايراني بشمار مي روند .پيشينه تاريخي آنان با تاريخ ايران پيوندي عميق و ناگسستني دارد .&nbsp;رشيد ياسمي مورخ ايراني ، لهجه كرمانجي را شيرين ترين ومقبولترين لهج هاي كردي دانسته ورواني وعدم اختلاط با زبانهاي بيگانه را از مشخصات برجسته اين زبان عنوان كرده است( ياسمي ، 1316، ص 136). اما كردهاي منطقه خلخال ديگر آن ويژگي بودن را ندارند .زبان تركي همچون سيلي سالهاست كه در آذربايجان به راه افتاده وآنچه از زبان ونيمزبان ولهجه درسر راه خود دارد ، مي شويد ومي برد همچنين نتيجه مشاهده عيني است كه نگارنده در عرض چند سال سكونت در منطقه بدست آورده است . ، رواج تكلم به زبان فارسي نيز در ميان كردها معمول شده است .چرا كه مهاجرت آنها به پايتخت وشهرهاي شمالي كشور ، بويژه در چند سال اخير شدت يافته و اين آشنايي بهحدي در آنها موثر بوده كه در انتخاب زبان فرزندان خود ، فارسي را برزبان مادري خود ( كردي ) ترجيح مي دهند .از اينرو احتمال اينكه كردي در منطقه تا چند نسل آينده به كلي از بين رفته وبه دست فراموشي سپرده شود ، خيلي زياد است .&nbsp;-نتيجه گيري&nbsp;اين گروه قومي (كرد كرمانج) قسمتي از ايل بزرگ شكاك و از ساكنان بومي ناحيه مرزي ايران و تركيه مي باشند كه به آذربايجان وارد شده ودولت صفوي بدنبال تاخت وتاز ازبكها در خراسان آنها را به اين سرزمين پهناور كوچ داده است .انسجام وسرگشي آنان براي دولت مركزي مزاحمتهايي را بدنبال داشته است ، تا اينكه نادر شاه بدنبال سياست آرامسازي وايجاد شكاف بين ايلات تالش گروهي از آنان را به اين منطقه خلخال كوچ داد&nbsp;مهمترين محدوده كردنشين در حال حاضر ، در شمال خلخال قراردارد. هسته مركزي آن مجموعه اي از 16آبادي مي باشند كه همگي از دو طايفه شاطرانلو و خالتانلو هست
نگاهی گذرا به انواع زبان کردی و جمعیت کردها&nbsp;● زبان کردی &nbsp;زبان کردی را بیشتر دانشمندان تغییر و تحول یافته همان زبان مادها می دانند و حال این زبان در طول سه هزار سال تغییر و تحول یافته و به کمال و غنای کنونی رسیده است. به عقیده زبان شناسان ظرفیت، گستردگی و پتانسیل زایش زبان کردی بسیار زیاد است و به علت کوهستانی بودن قلمروی سکونت این مردم و روابط درون گروهی آنان زبان کردی کمتر مورد امتزاج و اختلاط زبان های دیگر قرار گرفته است که البته در عصر حاضر به علت گسترش ارتباطات و توسعه علوم ورود لغات و اصطلاحات از زبان های دیگر به این زبان روند فزاینده یی یافته است. &nbsp;زبان کردی زیرمجموعه زبان های هند و اروپایی است که خود دارای شعباتی چند است که هر کدام در محدوده جغرافیایی خاصی گسترش یافته اند. محققان به طور کلی زبان کردی را به سه یا چهار گروه عمده تقسیم بندی کرده اند؛ &nbsp;▪ گویش کرمانجی شمالی &nbsp;▪ کرمانجی جنوبی یا سورانی &nbsp;▪ گویش هورامی و گورانی &nbsp;▪ گویش لکی &nbsp;۱). گویش کرمانجی شمالی ؛ حدود نیمی از کردها به این گویش تکلم می کنند، محدوده وسیعی از منتها الیه شمال غربی ایران و اکثریت کردهای ترکیه و تمام کردهای سوریه و شمال استان اربیل و دهوک عراق را شامل می شود که &laquo;بادینان&raquo; نامیده می شود و به همین خاطر به لهجه آنان بادینانی هم گفته می شود. مردم بادینان به دینداری همواره مشهور بوده اند و از گذشته ها به آنها &laquo;بهدینان&raquo; یا &laquo;بادینان&raquo; گفته اند. در ایران به خاطر ایل شکاک که کرمانجی صحبت می کنند به آن شکاکی هم گفته می شود. کرمانج های ایران در شهرهای ماکو، ارومیه و سلماس و شهرهای شمال خراسان یعنی قوچان و شیروان سکونت دارند و در ترکیه شهرهای دیاربکر، ماراین، اورفا، وان، بوتان، حکاری و... در عراق در شهرهای سنجار، زاخو، عمادیه، اکره و روانه وز ساکن هستند و کتب و نوشته های زیادی به این گویش موجود است که قدیمی ترین آنها کتب مذهبی ایزدیان است. &nbsp;۲). کرمانجی جنوبی یا سورانی؛ این گویش عمومیت و رسمیت بیشتری نسبت به بقیه گویش ها یافته است و حالت زبان رسمی و ادبی و نوشتاری کردی را نیز یافته است. این گویش محدوده بسیار وسیعی را شامل می شود که در میانه محل سکونت کردها قرار دارد و حد فاصل بین کرمانج ها و گوران ها است که از شمال کرمانشاه تا جنوب ارومیه و اربیل و از طرف غرب تا فرات را شامل می شود و شهرهای مهمی همچون سنندج، اربیل، سلیمانیه، کرکوک، مهاباد، سقز و... به این گویش تکلم می کنند. این گویش خود شامل سه شعبه سنه یی، عراقی و مکری است که گویش مکری به نظر زبان شناسان شباهت زیادی به زبان مادها دارد. بیشتر نوشته ها و کتب کردی مخصوص در زمان حاضر به این گویش نگاشته می شود. &nbsp;۳). گویش گورانی و هورامی؛ کردهای جنوبی به این گویش تکلم می کنند. این گروه از کردها در استان های کرمانشاه و ایلام ایران و شهرهای خانقین و مناطق باجلان و طاوق و کناره های زاب بزرگ در عراق ساکن هستند و همچنین قسمت های شرقی استان کردستان نیز یعنی شهرهای قروه و بیجار نیز به گورانی تکلم می کنند. گویش هورامی خاص منطقه هورامان یا اورامان است. هورامی قدیم از کمترین گویش های کردی و ایرانی است که شباهت نزدیکی به زبان اوستایی و زند دارد. کتب مذهبی مکتب اهل حق به زبان هورامی قدیم نگاشته شده است که از لحاظ مردم شناسی و زبان شناسی اهمیت بسزایی دارد. قدمت این متون حتی به قرن دوم هجری هم می رسد. گویش &laquo;زازایی&raquo; نیز که زیرمجموعه گورانی است، گویش رایج مردم &laquo;درسیم&raquo; ترکیه است که بین رودهای مرادسو و فراتسو تا محل تلاقی آنها را شامل می شود. &nbsp;۴). گویش لکی؛ گویش قسمتی از کردهای جنوبی است که ارتباط بسیاری با گورانی کرمانشاهی دارد و منطقه بین کرمانشاه و خرم آباد را شامل می شود. مردم شهرهای نورآباد، هرسین، کوهدشت و سلسله و دلفان و ایلات و عشایر این مناطق به این لهجه تکلم می کنند. عده یی گویش لکی را قسمتی از لری دانسته اند درحالی که پیوستگی آن با کردی آشکار است. در کتب تاریخی از لرها با عنوان کردهای جبال یاد کرده اند و شعبه یی از کردها و عده یی از زبان شناسان هم بر این عقیده هستند. این زبان شناسان بر این عقیده اند که دلیل اینکه لری را لهجه یی از زبان فارسی دانسته اند نزدیکی فونتیک آن دو با هم است. &nbsp;● جمعیت کردها &nbsp;جمعیت کردها به طور دقیق به علت پراکندگی در کشورهای مختلف مشخص نیست و ارقام مختلفی اظهار شده است اما آنچه به واقع نزدیک تر می نماید جمعیت کردها حدوداً ۳۶ میلیون نفر ذکر شده است که قسمت عمده یی به طور متمرکز در چهار کشور ایران، ترکیه، عراق و سوریه ساکن هستند. از این جمعیت حدود نیمی در ترکیه و بقیه در ایران و عراق و قسمت جزیره سوریه ساکن هستند. علاوه بر این عده یی هم به طور پراکنده در شمال خراسان، بلوچستان و قفقاز و دره های افغانستان هستند که در طول تاریخ به وسیله حکام کوچ داده شده اند. همچنین در سده اخیر به علت مسائلی همچون مشکلات سیاسی و جنگ و... عده زیادی از کرد ها که بالغ بر دو میلیون نفر را شامل می شود به دیگر نقاط جهان همچون اروپا و امریکا مهاجرت کرده اند. &nbsp;&nbsp;گردآوری شده توسط جواد غفوری]]></description>

<pubDate>Thu, 25 Jun 2026 20:34:26 +0330</pubDate>
</item>


<item>
<title>صفحه موسیقی</title>
<link>https://belakohkurmanj.loxblog.com/صفحه-موسیقی</link>
<guid>https://belakohkurmanj.loxblog.com/صفحه-موسیقی</guid>

<description><![CDATA[
&nbsp;&nbsp;برای مشاهده مطالب مربوط به موسیقی روی ادامه مطلب کلیک کنید
&nbsp;


رقص و پای کوبی کردی



پایگاه خبری تحلیلی بوکان :رقصهای&zwnj; محلی&zwnj; کردی&zwnj; را می&zwnj;توان&zwnj; از ریشه&zwnj; دارترین&zwnj; و کهن&zwnj;ترین&zwnj; رقصها دانست&zwnj;. هل&zwnj; پرین&zwnj; (حمله&zwnj; کردن&zwnj;) یا رقص&zwnj; کردی&zwnj; در گذشته&zwnj; صرفاً با هدف&zwnj; آماده&zwnj; سازی&zwnj; و تقویت&zwnj; نیروی&zwnj; جسمانی&zwnj; و روحی&zwnj; مردم&zwnj; مناطق&zwnj; کردنشین&zwnj; انجام&zwnj; می&zwnj;شد چرا که&zwnj; مردمان&zwnj; این&zwnj; مناطق&zwnj; در گذشته&zwnj;های&zwnj; دور همواره&zwnj; شاهد جنگهای&zwnj; قبیله&zwnj;ای&zwnj; بودند و همین&zwnj; امر حفظ&zwnj; و آمادگی&zwnj; همیشگی&zwnj; را طلب&zwnj; می&zwnj;کرد لذا مردمان&zwnj; این&zwnj; مناطق&zwnj; در وقفه&zwnj;های&zwnj; بین&zwnj; جنگها و به&zwnj; مناسبتهای&zwnj; مختلف&zwnj; دست&zwnj; در دست&zwnj; یکدیگر آمادگی&zwnj; رزمی&zwnj;و شور و همبستگی&zwnj; پولادین&zwnj; خویش&zwnj; را به&zwnj; رخ&zwnj; دشمنان&zwnj; می&zwnj;کشیدند.
رقص&zwnj; کردی&zwnj; را یک&zwnj; رقص&zwnj; رزمی&zwnj;می&zwnj;دانند که&zwnj; دارای&zwnj; صلابت&zwnj; و متانتی&zwnj; خاص&zwnj; بوده&zwnj; و یاد آور یکپارچگی&zwnj; این&zwnj; مردمان&zwnj; غیور در تمامی&zwnj; ادوار می&zwnj;باشد.
امروزه&zwnj; مجموع&zwnj; این&zwnj; رقصها را چوبی&zwnj; می&zwnj;گویند که&zwnj; معمولاً به&zwnj; صورت&zwnj; دسته&zwnj; جمعی&zwnj; اجرا می&zwnj;شوند.
رقصهای&zwnj; محلی&zwnj; با موسیقی&zwnj; کردی&zwnj; پیوندی&zwnj; ابدی&zwnj; داشته&zwnj; و معمولاً زنان&zwnj; و مردان&zwnj; عشایر در مراسم&zwnj; شادی&zwnj; به&zwnj; دور از ابتذال&zwnj; دایره&zwnj; وار دست&zwnj; یکدیگر را گرفته&zwnj; به&zwnj; پایکوبی&zwnj; می&zwnj;پردازند، در اصطلاح&zwnj; محلی&zwnj; این&zwnj; حالت&zwnj; را جه رگه به ز می&zwnj;نامند( در منطقه&zwnj; مهاباد به&zwnj; آن&zwnj; رَشبَلک&zwnj; می&zwnj;گویند.)
در این&zwnj; رقصها معمولاً یک&zwnj; نفر که&zwnj; حرکات&zwnj; رقص&zwnj; را بهتر از دیگران&zwnj; می&zwnj;شناسد نقش&zwnj; رهبری&zwnj; گروه&zwnj; رقصندگان&zwnj; را به&zwnj; عهده&zwnj; گرفته&zwnj; و در ابتدای&zwnj; صف&zwnj; رقصندگان&zwnj; می&zwnj;ایستد و با تکان&zwnj; دادن&zwnj; دستمالی&zwnj; که&zwnj; در دست&zwnj; راست&zwnj; دارد ریتمها را به&zwnj; گروه&zwnj; منتقل&zwnj; کرده&zwnj; و در ایجاد ایجاد هماهنگی&zwnj; لازم&zwnj; آنان&zwnj; را یاری&zwnj; می&zwnj;دهد. این&zwnj; فرد که&zwnj; سر چوپی&zwnj; کش&zwnj; نامیده&zwnj; می&zwnj;شود با تکان&zwnj; دادن&zwnj; ماهرانه&zwnj; دستمال&zwnj; و ایجاد صدا بر هیجان&zwnj; رقصندگان&zwnj; می&zwnj;افزاید.
در این&zwnj; هنگام&zwnj; دیگر افراد بدون&zwnj; دستمال&zwnj; به&zwnj; ردیف&zwnj; در کنار سر چوپی&zwnj; کش&zwnj; به&zwnj; گونه&zwnj;ای&zwnj; قرار می&zwnj;گیرند که&zwnj; هر یکی&zwnj; با دست&zwnj; چپ&zwnj; دست&zwnj; راست&zwnj; نفر بعد را می&zwnj;گیرد اصطلاحاً این&zwnj; حالت&zwnj; گاوانی&zwnj; نامیده&zwnj; می&zwnj;شود.
در رقصهای&zwnj; کردی&zwnj; تمامی&zwnj; رقصندگان&zwnj; به&zwnj; سر گروه&zwnj; چشم&zwnj; دوخته&zwnj; و با ایجاد هماهنگی&zwnj; خاصی&zwnj; وحدت&zwnj; و یکپارچگی&zwnj; یک&zwnj; قوم&zwnj; ریشه&zwnj; دار را به&zwnj; تصویر می&zwnj;کشند برخی&zwnj; رقصهای&zwnj; کردی&zwnj; دارای&zwnj; ملودیهای&zwnj; خاصی&zwnj; بوده&zwnj; و توسط&zwnj; گروهی&zwnj; از زنان&zwnj; ومردان&zwnj; اجرا می&zwnj;شوند و در برخی&zwnj; از رقصها یکی&zwnj; از رقصندگان&zwnj; از دیگران&zwnj; اجرا شده&zwnj; و در وسط&zwnj; جمع&zwnj; به&zwnj; تنهایی&zwnj; به&zwnj; هنرنمایی&zwnj; می&zwnj;پردازند و در این&zwnj; حالت&zwnj; معمولاً رقصنده&zwnj; دو دستمال&zwnj; رنگی&zwnj; در دستها نگه&zwnj; داشته&zwnj; و با آنها بازی&zwnj; می&zwnj;کند که&zwnj; اصطلاحاً به&zwnj; این&zwnj; نوع&zwnj; رقص&zwnj; دو دستماله&zwnj; می&zwnj;گویند و بیشتر در کرمانشاه&zwnj; و مناطق کردنشین ترکیه مرسوم&zwnj; است&zwnj;.
نمایشها و رقصهای&zwnj; کردی&zwnj; را می&zwnj;توان&zwnj; به&zwnj; چند قسمت&zwnj; اصلی&zwnj; ذیل&zwnj; تقسیم&zwnj; کرد:
۱- گه&zwnj; ریان&zwnj; ۲- پشت&zwnj; پا ۳- هه&zwnj; لگرتن&zwnj; ۴- فه&zwnj; تاح&zwnj; پاشا۵- لب&zwnj; لان&zwnj;۶- چه&zwnj; پی&zwnj; ۷- زه&zwnj; زنگی&zwnj; ۸- شه&zwnj; لایی&zwnj; ۹- سی&zwnj; جار ۱۰- خان&zwnj; امیری&zwnj;
گه&zwnj;ریان&zwnj;
گه&zwnj;ریان&zwnj; در زبان&zwnj; کردی&zwnj; به&zwnj; معنی&zwnj; گشت&zwnj; و گذار و راه&zwnj; رفتن&zwnj; بوده&zwnj; و حرکات&zwnj; مختص&zwnj; این&zwnj; رقص&zwnj; نیز معنای&zwnj; گشت&zwnj; و گذار در ذهن&zwnj; تداعی&zwnj; می&zwnj;کنند.
گه&zwnj; ریان&zwnj; دارای&zwnj; دو مقام&zwnj; بوده&zwnj; که&zwnj; یکی&zwnj; متعلق&zwnj; به&zwnj; مناطق&zwnj; روستایی&zwnj; و دیگری&zwnj; مناطق&zwnj; شهری&zwnj; می&zwnj;باشد این&zwnj; رقص&zwnj; نرم&zwnj; و آهسته&zwnj; و با لطافتی&zwnj; خاص&zwnj; شروع&zwnj; شده&zwnj; و به&zwnj; تدریج&zwnj; تندتر می&zwnj;شود. ملودی&zwnj; مربوط&zwnj; به&zwnj; این&zwnj; رقص&zwnj; با تنوع&zwnj; در ریتم&zwnj; و نوساناتی&zwnj; در اجرا تا پایان&zwnj; ادامه&zwnj; می&zwnj;یابد.
در این&zwnj; رقص&zwnj; در واقع&zwnj; تاثیر گشت&zwnj; و گذار در زندگی&zwnj; کردها به&zwnj; نمایش&zwnj; گذاشته&zwnj; می&zwnj;شود و تنوع&zwnj; ریتم&zwnj; در این&zwnj; رقص&zwnj; گویای&zwnj; تجربیاتی&zwnj; است&zwnj; که&zwnj; در گشت&zwnj; و گذار به&zwnj; دست&zwnj; می&zwnj;آیند و می&zwnj;توان&zwnj; گفت&zwnj; این&zwnj; رقص&zwnj; زیبا تبلیغی&zwnj; است&zwnj; برای&zwnj; خوب&zwnj; نگریستن&zwnj; در اشیاء و طبیعت&zwnj;
این&zwnj; رقص&zwnj; زندگی&zwnj; با فراز و نشیب&zwnj; و زیر و بم&zwnj; هایش&zwnj; به&zwnj; تصویر کشده&zwnj; شده&zwnj; و بر ضرورت&zwnj; بینایی&zwnj; و کسب&zwnj; تجربه&zwnj; برای&zwnj; رویارویی&zwnj; با رودخانه&zwnj; پر تلاطم&zwnj; زندگی&zwnj; تاکید می&zwnj;شود. این&zwnj; رقص&zwnj;، رقصندگان&zwnj; را برای&zwnj; رقصهای&zwnj; پر تحرک&zwnj; تر بعدی&zwnj; آماده&zwnj; می&zwnj;کند.
تقریباً در کل&zwnj; مناطق&zwnj; کردنشین&zwnj; ملودی&zwnj; این&zwnj; رقص&zwnj; به&zwnj; شکلی&zwnj; یکسان&zwnj; نواخته&zwnj; می&zwnj;شود و در این&zwnj; رقص&zwnj; نخستین&zwnj; حرکت&zwnj; با پای&zwnj; چپ&zwnj; آغاز شد و حرکت&zwnj; پای&zwnj; دیگر همواره&zwnj; با سر ضربهای&zwnj; دهل&zwnj; که&zwnj; معمولاً باریتم&zwnj; دو تایی&zwnj; اجرا می&zwnj;شوند عوض&zwnj; می&zwnj;شود.
پشت&zwnj; پا
پشت&zwnj; پا رقصی&zwnj; است&zwnj; که&zwnj; کمی&zwnj; تندتر از گه&zwnj; ریان&zwnj; اجرا شده&zwnj; و در بیشتر مناطق&zwnj; کردنشین&zwnj; مخصوص&zwnj; مردها می&zwnj;باشد رقص&zwnj; پشت&zwnj; پا همانطور که&zwnj; از نامش&zwnj; پیداست&zwnj; انسان&zwnj; را به&zwnj; هوشیاری&zwnj; و به&zwnj; کارگیری&zwnj; تجارب&zwnj; می&zwnj;خواند تا مبادا شخص&zwnj; در زندگی&zwnj; از کسی&zwnj; پشت&zwnj; پا بخورد.
هه&zwnj;لگرتن&zwnj;
هه&zwnj; لگرتن&zwnj; در لغت&zwnj; به&zwnj; معنای&zwnj; بلند کردن&zwnj; چیزی&zwnj; می&zwnj;باشد. این&zwnj; رقص&zwnj; بسیار پر جنب&zwnj; و جوش&zwnj; و شاد اجرا می&zwnj;شود که&zwnj; با شور و جنب&zwnj; و جوش&zwnj; بسیار به&zwnj; سوی&zwnj; هدف&zwnj; روانه&zwnj; است&zwnj;. ریتم&zwnj; تند ملودی&zwnj; مخصوص&zwnj; این&zwnj; رقص&zwnj; هر گونه&zwnj; کسالت&zwnj; و خمودی&zwnj; را نفی&zwnj; کرده&zwnj; و بر اهمیت&zwnj; نشاط&zwnj; و هدفمندی&zwnj; در زندگی&zwnj; تاکید دارد.
فتاح&zwnj; پاشایی&zwnj;
فتاح&zwnj; از نظر لغوی&zwnj; به&zwnj; معنی&zwnj; جنبش&zwnj; و پایکوبی&zwnj; است&zwnj;.
ملودی&zwnj; این&zwnj; رقص&zwnj; در سر تاسر کردستان&zwnj; به&zwnj; شکلی&zwnj; یکنواخت&zwnj; و با ریتمی&zwnj; تند اجرا می&zwnj;شود و لذا این&zwnj; رقص&zwnj; بسیار پر جنب&zwnj; و جوش&zwnj; می&zwnj;باشد بیشتر مردم&zwnj; کردستان&zwnj; از این&zwnj; رقص&zwnj; استقبال&zwnj; می&zwnj;کنند. این&zwnj; رقص&zwnj; نشانگر انسانی&zwnj; است&zwnj; که&zwnj; به&zwnj; شکرانه&zwnj; کسب&zwnj; موفقیت&zwnj;ها و استفاده&zwnj; از نعمتهای&zwnj; خداوندی&zwnj; خوشحالی&zwnj; خود را به&zwnj; نمایش&zwnj; گذاشته&zwnj; است&zwnj;.
لب&zwnj; لان
&zwnj; این&zwnj; رقص&zwnj; با ریتمی&zwnj; نرم&zwnj; و آهسته&zwnj; پس&zwnj; از فتاح&zwnj; پاشا اجرا می&zwnj;شود و می&zwnj;توان&zwnj; در آن&zwnj; لزوم&zwnj; تنوع&zwnj; در زندگی&zwnj; را مشاهده&zwnj; کرد. پس&zwnj; از اجرای&zwnj; پر جنب&zwnj; و جوش&zwnj; رقصها گه&zwnj; ریان&zwnj;، پشت&zwnj; پا، هه&zwnj; لگرتن&zwnj; و فتاح&zwnj; پاشا به&zwnj; ضرورت&zwnj;، رقصندگان&zwnj; لب&zwnj; لان&zwnj; می&zwnj;رقصند تا کمی&zwnj; استراحت&zwnj; کرده&zwnj; و تجدید قوا کنند رقص&zwnj; لب&zwnj; لان&zwnj; در واقع&zwnj; انسان&zwnj; را از غلبه&zwnj; احساسات&zwnj; زودگذر نهی&zwnj; کرده&zwnj;، وی&zwnj; را پس&zwnj; از طی&zwnj; مرحله&zwnj; ضروری&zwnj; شور و مستی&zwnj; به&zwnj; قلمرو تفکر دور اندیشی&zwnj; و باز نگری&zwnj; رهنمون&zwnj; می&zwnj;سازد در این&zwnj; رقص&zwnj;، شرکت&zwnj; کنندگان&zwnj; آرامش&zwnj; خاصی&zwnj; را احساس&zwnj; می&zwnj;کنند.
چه&zwnj;پی
&zwnj; چه&zwnj;پی&zwnj; همانطور که&zwnj; اسمش&zwnj; پیداست&zwnj; به&zwnj; معنای&zwnj; چپ&zwnj; می&zwnj;باشد ملودی&zwnj; این&zwnj; آهنگ&zwnj; با وزن&zwnj; دو تایی&zwnj; اجرا شده&zwnj; و در بیشتر مناطق&zwnj; کردنشین&zwnj; از جمله&zwnj; کرمانشاه&zwnj;، کردستان&zwnj;، سنجابی&zwnj;، بسیار از آن&zwnj; استقبال&zwnj; می&zwnj;شود.
فلسفه&zwnj; این&zwnj; رقص&zwnj; قوت&zwnj; بخشیدن&zwnj; به&zwnj; قسمت&zwnj; چپ&zwnj; بدن&zwnj; می&zwnj;باشد چرا که&zwnj; معمولاً قسمت&zwnj; چپ&zwnj; بدن&zwnj; در انجام&zwnj; امور روزمره&zwnj; نقش&zwnj; کمتری&zwnj; داشته&zwnj; و به&zwnj; مرور زمان&zwnj; تنبل&zwnj; می&zwnj;شود و برای&zwnj; استفاده&zwnj; متعادل&zwnj; از تمامیت&zwnj; جسمانی&zwnj; همواره&zwnj; باید بکارگیری&zwnj; اعضاء سمت&zwnj; چپ&zwnj; بدن&zwnj; آنها را تقویت&zwnj; کرد.
به&zwnj; همین&zwnj; منظور در رقص&zwnj; چه&zwnj; پی&zwnj; قسمت&zwnj; چپ&zwnj; بدن&zwnj; تحرک&zwnj; بیشتری&zwnj; یافته&zwnj; و از خمودگی&zwnj; خارج&zwnj; میگردد. در منطقه&zwnj; کرمانشاه&zwnj; بیشتر زنها از این&zwnj; رقص&zwnj; استقبال&zwnj; می&zwnj;کنند.
زه&zwnj;&zwnj;نگی&zwnj; یا زندی&zwnj;
در این&zwnj; رقص&zwnj; رقصندگان&zwnj; یک&zwnj; قدم&zwnj; به&zwnj; جلو گذاشته&zwnj; و سپس&zwnj; یک&zwnj; قدم&zwnj; به&zwnj; عقب&zwnj; می&zwnj;روند و این&zwnj; حالت&zwnj; تا پایان&zwnj; ادامه&zwnj; می&zwnj;یابد در این&zwnj; رقص&zwnj; ضرورت&zwnj; احتیاط&zwnj;، دور اندیشی&zwnj; و تجزیه&zwnj; و تحلیل&zwnj; عملکرد از جانب&zwnj; انسان&zwnj; به&zwnj; تصویر کشیده&zwnj; می&zwnj;شود. در واقع&zwnj; در این&zwnj; رقص&zwnj; سنجیده&zwnj; گام&zwnj; برداشتن&zwnj; تبلیغ&zwnj; می&zwnj;گردد.
شه&zwnj; لایی&zwnj;
این&zwnj; رقص&zwnj; را که&zwnj; با ریتم&zwnj; لنگ&zwnj; اجرا می&zwnj;شود می&zwnj;توان&zwnj; یک&zwnj; تراژدی&zwnj; شکست&zwnj; دانست&zwnj; در این&zwnj; رقص&zwnj; قدمها لنگان&zwnj; لنگان&zwnj; برداشته&zwnj; می&zwnj;شوند تا شکست&zwnj; در برابر چشمان&zwnj; حضار ترسیم&zwnj; گردد و در ترسیم&zwnj; این&zwnj; مصیبت&zwnj; کسی&zwnj; زبان&zwnj; به&zwnj; سخن&zwnj; نگشاید.
سه&zwnj; جار
این&zwnj; نوع&zwnj; رقص&zwnj; با ریتم&zwnj; آرام&zwnj; و گاهاً تند است&zwnj; که&zwnj; همان&zwnj; طور که&zwnj; از اسمش&zwnj; بر می&zwnj;آید به&zwnj; معنی&zwnj; سه&zwnj; بار (سێ&zwnj; در رسم&zwnj; الخط&zwnj; کردی&zwnj;) است&zwnj; که&zwnj; در آن&zwnj; سه&zwnj; حرکت&zwnj; پا و سه&zwnj; حرکت&zwnj; به&zwnj; جلو وجود دارد و به&zwnj; گونه&zwnj;ای&zwnj; یاد آور عدد مقدس&zwnj; ۳ در فرهنگ&zwnj; فلکلوریک&zwnj; کردهاست&zwnj;.
خان&zwnj; امیری&zwnj;
این&zwnj; رقص&zwnj; نیز با ریتمی&zwnj; تند همراه&zwnj; است&zwnj; و در آن&zwnj; دستی&zwnj; از هم&zwnj; باز و در بالا قرار می&zwnj;گیرد و حلقه&zwnj;ای&zwnj; باز تر و فراختر می&zwnj;سازد و بیشتر تناسبی&zwnj; است&zwnj; بین&zwnj; حرکت&zwnj; دستها و پاها این&zwnj; رقص&zwnj; که&zwnj; در آن&zwnj; گونه&zwnj;ای&zwnj; خود نمایی&zwnj; و غرور خانی&zwnj; نیز دیده&zwnj; می&zwnj;شود تداعی&zwnj; کننده&zwnj; پیروزی&zwnj; و پرواز پرندگان&zwnj; را در خاطر می&zwnj;آورد.
تعدادی از رقص های رایج در بین کردهای شمال استان آذربایجان غربی :
- مومر &ndash; بربنی -جاندرمه -عربان -یارگوزل
- شیخانی &ndash; توترنی &ndash; له گدیه &ndash; اکملی -شیرزدین
- شمامه &ndash; شاخسی نه

&nbsp;
&nbsp;Husseyn Qed&icirc;m&icirc; Melvanlo &ndash; Derper&ccedil;&icirc;n &ndash; Esfiray&icirc;n
حسین قدیمی ملوانلو &ndash; اسفراین &ndash; درپرچین (ساکن طبس)
Y&ecirc; ku xwad&ecirc; ser min &ccedil;and ، bih&ecirc;şt le bin linga w&icirc;
Diya min e diya min&nbsp;&nbsp; &nbsp;
یێ کو خوادێ سه&zwnj;ر من چاند ، بهێشت له&zwnj; بن لنگا وی
دیا منه&zwnj; دیا من &nbsp; &nbsp;
***
شعر یعنی سرزندگی یعنی آغاز خطور واژه ها در ذهن پویای بشر
&nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; شعر یعنی یک قلم یک خاطره یک آرزو
&nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp;شعر یعنی تراوش از عمق جان
شعر یعنی یک کلام که معنی عالم دهد
&nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp;شعر یعنی مشک وانبر که معنی مادر دهد&nbsp;
&nbsp;&nbsp;حسین قدیمی ملوانلو- درپرچین &ndash; اسفراین
Day&icirc;k
داییک
Y&ecirc; ku xwad&ecirc; ser min şand ، bih&ecirc;şt le bin linga w&icirc;
Diya min e diya min 
یێ کو خوادێ سه&zwnj;ر من شاند ، بهێشت له&zwnj; بن لنگا وی
دیا منه&zwnj; دیا من
آن کسیکه خدا بهشتش رو زیز قدمهای اون کاشت
مادر منه مادر من
Y&ecirc; ku mi ser datan&icirc; ،her şev ser balg&icirc;ya w&icirc;
Diya min e diya min
یێ کو م سه&zwnj;ر داتانی ،هه&zwnj;ر شه&zwnj;ڤ سه&zwnj;ر بالگییا وی
دیا منه&zwnj; دیا من
آن کسیکه هر شب سر روی بالشتش می گذاشتم خوابم می برد
مادر منه مادر من
Y&ecirc; ku tu roy&ecirc; naxwazim،&nbsp; d&ucirc;r biwim je ber s&icirc;ya w&icirc;
Diya min e diya min
یێ کو تو ڕۆیێ ناخوازم،&nbsp; دوور بوم ژه&zwnj; به&zwnj;ر سییا وی
دیا منه&zwnj; دیا من
آن کسیکه هیچ روزی نمی خوام از زیر سایش دور بشم
مادر منه مادر من
Y&ecirc; ku mirov&ecirc; mezin،&nbsp; rabon je nav p&icirc;şa w&icirc;
Diya min e diya min
یێ کو مرۆڤێ مه&zwnj;زن،&nbsp; ڕابۆن ژه&zwnj; ناڤ پیشا وی
دیا منه&zwnj; دیا من
آن کسیکه مردان بزرگی در دامنش پرورش یافتند
مادر منه مادر من
Y&ecirc; ku ez je xizant&icirc;y&ecirc;،&nbsp; gihr kirim &ucirc; hiltan&icirc;m
Diya min e diya min
یێ کو ئه&zwnj;ز ژه&zwnj; خزانتییێ،&nbsp; گهر کرم و هلتانیم
دیا منه&zwnj; دیا من
آن کسیکه از کودکی منو ترو خشک می کرد و بزرگم کرده
مادر منه مادر من
Y&ecirc; ku&nbsp; je cem xwad&icirc;y&ecirc; xwa،&nbsp; we emanet hilan&icirc;m
Diya min e diya min
یێ کو&nbsp; ژه&zwnj; جه&zwnj;م خوادییێ خوا،&nbsp; وه&zwnj; ئه&zwnj;مانه&zwnj;ت هلانیم
دیا منه&zwnj; دیا من
آن کسیکه منو از پیش خدای خودش به امانت گرفته
مادر منه مادر من
Y&ecirc; ku her şev radeket،&nbsp; we nav&icirc; xwad&icirc;y&ecirc; mezin
Diya min e diya min
یێ کو هه&zwnj;ر شه&zwnj;ڤ ڕاده&zwnj;که&zwnj;ت،&nbsp; وه&zwnj; ناڤی خوادییێ مه&zwnj;زن
دیا منه&zwnj; دیا من
آن کسیکه هر شب با یاد خدای بزرگ به خواب می رفت
مادر منه مادر من
Y&ecirc; ku nat&ecirc; k&icirc;v&icirc;yan،&nbsp; xizan we do dewez&ecirc;n
Diya min e diya min
یێ کو ناتێ کیڤییان،&nbsp; خزان وه&zwnj; دۆ ده&zwnj;وه&zwnj;زێن
دیا منه&zwnj; دیا من
آن کسیکه بچه ها مثل آهو به دنبالش می دوند
مادر منه مادر من
Y&ecirc; ku fatimey zehra (s)،&nbsp; nezer kir&icirc;ye r&ucirc; le w&icirc;
Diya min e diya min
یێ کو فاتمه&zwnj;ی زه&zwnj;هرا (س)،&nbsp; نه&zwnj;زه&zwnj;ر کرییه&zwnj; ڕوو له&zwnj; وی
دیا منه&zwnj; دیا من
آن کسیکه نظر کرده حضرت فاطمه زهرا (س) است
مادر منه مادر من
Y&ecirc; ku xwad&ecirc; xwasto ew،&nbsp; xwad&ecirc; nezer kir le w&icirc;
Diya min e diya min
یێ کو خوادێ خواستۆ ئه&zwnj;و،&nbsp; خوادێ نه&zwnj;زه&zwnj;ر کر له&zwnj; وی
دیا منه&zwnj; دیا من
آن کسیکه خداپرست بود وخدا هم به اون نظر داشت
مادر منه مادرمن
Y&ecirc; ku muhebeta w&icirc;،&nbsp; dil&ecirc; &ccedil;&icirc;yan av dekir
Diya min e diya min
یێ کو موهه&zwnj;به&zwnj;تا وی،&nbsp; دلێ چییان ئاڤ ده&zwnj;کر
دیا منه&zwnj; دیا من
آن کسیکه محبتش دل هر صخره و کوهی رو آب می کرد
مادر منه مادر من
Y&ecirc; ku le ser j&ucirc;n&icirc;y&ecirc; xwa،&nbsp; datan&icirc;n&icirc;m &ucirc; lor dekir
Diya min e diya min
یێ کو له&zwnj; سه&zwnj;ر ژوونییێ خوا،&nbsp; داتانینیم و لۆر ده&zwnj;کر
دیا منه&zwnj; دیا من
آن کسیکه ما رو روی زانوهاش می گذاشت ولالایی برامون می خوند
مادر منه مادر من
Y&ecirc; ku her tişt min heye،&nbsp; we dest w&icirc; xwad&ecirc; daye min
Diya min e diya min
یێ کو هه&zwnj;ر تشت من هه&zwnj;یه&zwnj;،&nbsp; وه&zwnj; ده&zwnj;ست وی خوادێ دایه&zwnj; من
دیا منه&zwnj; دیا من
آن کسیکه به واسطه او خدا همه نعمتهاش رو به من عطا کرده
مادر منه مادر من
Y&ecirc; ku her &ccedil;i renc kişand ، verneket je behra min
Diya min e diya min
یێ کو هه&zwnj;ر چ ڕه&zwnj;نج کشاند ، ڤه&zwnj;رنه&zwnj;که&zwnj;ت ژه&zwnj; به&zwnj;هرا من
دیا منه&zwnj; دیا من
آن کسیکه تو این مسیر هر چه رنج و مشقت کشید منو از خودش نراند
مادر منه مادر من
Y&ecirc; ku ta ew zindeye،&nbsp; ji xwad&ecirc; tişt naxwazim
Diya min e diya min
یێ کو تا ئه&zwnj;و زنده&zwnj;یه&zwnj;،&nbsp; ژ خوادێ تشت ناخوازم
دیا منه&zwnj; دیا من
آن کسیکه تا زنده است من از خدا هیچ چیز دیگه ای طلب نمی کنم
مادر منه مادرمن
&nbsp;Y&ecirc; ku je nav gişte rind&icirc;yan،&nbsp; xatira w&icirc; dexwazim
Diya min e diya min
&nbsp;یێ کو ژه&zwnj; ناڤ گشته&zwnj; ڕندییان،&nbsp; خاترا وی ده&zwnj;خوازم
دیا منه&zwnj; دیا من
آن کسیکه از بین همه خوبیها خاطرش رو بیشتر می خوام
مادرمنه مادرمن
Y&ecirc; ku we nav&icirc; zehra،&nbsp; selamullah we nav bo
Diya min e diya min
یێ کو وه&zwnj; ناڤی زه&zwnj;هرا،&nbsp; سه&zwnj;لاموڵاه وه&zwnj; ناڤ بۆ
دیا منه&zwnj; دیا من
آن کسیکه به خاطر وجود حضرت زهرا سلام الله نامدار شد
مادر منه مادر من
Y&ecirc; ku je gihrt&icirc;ya w&icirc;، xizan we ser &ucirc; &ccedil;av bo
Diya min e diya min
یێ کو ژه&zwnj; گهرتییا وی، خزان وه&zwnj; سه&zwnj;ر و چاڤ بۆ
دیا منه&zwnj; دیا من
آن کسیکه از کرم وبزرگیش بچه ها به مقام واحترامی رسیدن
مادر منه مادر من
Y&ecirc; k&ucirc; xwad&ecirc; &ccedil;andiye، le bin linga w&icirc; bihişt
Diya min e diya min
یێ کوو خوادێ چاندیه&zwnj;، له&zwnj; بن لنگا وی بهییشت
دیا منه&zwnj; دیا من
آن کسیکه خدا بهشت رو زیرپاهاش کاشته
مادر منه مادر من
&nbsp;]]></description>

<pubDate>Thu, 25 Jun 2026 20:34:26 +0330</pubDate>
</item>


</channel>
</rss>

